تبلیغات
زیارت ساحلی -محرم - لبالب گشته از خونابه ی غم ساغر دل ها
زیارت ساحلی -محرم
لبالب گشته از خونابه ی غم ساغر دل ها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
بگرداب بلای کربلا زینب زغم می گفت
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
میان خاک و خون ای جان خواهر خفته ای تا کی
جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها
به خون رنگین محاسن کرده ای از حنجر اصغر
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
زپیچ سنبل مشکین گیسوی علی اکبر
زتاب جعدمشکینش چه خون افتاده در دل ها
عروس بینوا با صد نوا می گفت با قاسم
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
دمادم شهربانو سر به زانو می زد و می گفت
متا ما تلق من تهوی دع الدنیا و امهلها
غم قتل حسین ای دل بود هر روزه درد دفزون
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
بنال ای «ناخدا» اندر عزای زاده ی زهرا
که تا روز قبامت سوخت باید جمله ی دل ها




نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت ساحلی، متن نوحه بوشهری،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی جلال نژاد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :